ميرزا حسن حسينى فسايى

517

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

اتفاق افتاد « 1 » و از جانب خراسان خبر آوردند كه ذو الفقار خان « 2 » افغان ابدالى شهر هرات را از تصرف امناى دولت ايران گرفت ، نواب سپهسالار ، نظم خراسان را مقدم دانسته ، به جانب خراسان نهضت نموده ، طرق و شوارع را امن فرمود [ و ] متمردين را به سزاى خود رسانيده ، وارد خراسان گرديد و بعد از چند روزى به صوب هرات رفت و شهر را محصور داشت و چندين - مرتبه با افغانان ابدالى جنگ كرده ، در همه وقت فيروزى يافت . و در غره ماه رمضان سال 1144 : شهر هرات را مفتوح نمود و زمان محاصره ، از نه ماه بيشتر بود . « 3 » و عيد نوروز سال سيچقان‌ئيل ، در بيست و دويم ماه رمضان اتفاق افتاد . « 4 » و در همين سال [ 1144 ] : حضرت شاه طهماسب براى تسخير آذربايجان از اصفهان ، نهضت فرمود و چون با سپاه رومى مقابله گشت ، شكست يافت و آنچه از آذربايجان به مردانگى سپهسالار ، از روميان در سال پيش ، انتزاع شده بود ، در يك ماهه ، باز در تصرف روميان درآمد و براى آنكه بىكفايتى خود را ظاهر سازد با روميان ، مصالحه كرده ، آنچه از بلاد آذربايجان در آن جانب رود ارس است ، مخصوص دولت عاليه روميه باشد و پنج بلوك از كرمانشاهان را به احمد پاشا والى بغداد كه واسطهء عقد مصالحه شده بود ، واگذاشت و از قبايح اين معاهده ، آن بود كه ذكرى از استخلاص اسراى ايرانى كه چندين هزار نفر در اين جنگ ، به چنگ روميان گرفتار بودند ، نفرموده بود « 5 » ، چون اين اخبار به نواب سپهسالار رسيد ، بهانه‌اى كه براى انجام سلطنت خود « 6 » در خاطر داشت به دست آورد ولى رعايت حزم را داشت و مكتوبى « 7 » به نام تمامى اهل ايران نگاشت و توبيخ و سرزنش بر اين مصالحه و معاهده نمود و نوشت : معاهدتى كه چندين مملكت بزرگ را دهند و مصالحتى كه خلقى از بومى اين بلاد را به دست دشمن واگذارند ، بر خلاف حكم خدا و محبت على مرتضى ( ع ) است كه ملائكه ، حول حرم او هميشه خلاصى شيعيان را از شر دشمنان او از بارىتعالى مسئلت مىكنند « 8 » و چندين رقم براى سران سپاه فرستاد از جمله رقمى است كه به محمد على خان قوللر آقاسى والى مملكت فارس ، انفاذ داشت « 9 » كه بعد از شكست افغان و فتح هرات و آذربايجان و استرداد شهرهاى عراق ، تعجب دارم كه چگونه اولياى دولت عليه ، قبول مصالحه و معاهده را خواهند نمود و اميدوار به الطاف الهى هستم كه برقرار نماند و منتظر من باش كه به حول اللّه ، على الفور ، با لشكرى رزم‌آزماى قلعه‌گشاى ، در شماره مور و نيروى شير با نشاط جوان و تدبير پير ، حركت خواهم نمود : بيت :

--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 144 . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 145 . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 164 ببعد . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 178 . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 174 . ( 6 ) . در متن : ( كه ) . ( 7 ) . لكهارت مفاد اين نامه را در ص 85 ( نادر شاه ) آورده است ، ترجمه مشفق همدانى . ( 8 ) . متن اين فرمان در ص 175 جهانگشاى نادرى آمده است . ( 9 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 530 ، به قول لكهارت متن اين نامه در كتاب اكتشافات آسيائى ، تاليف سرجان ملكم ، آمده است . نادر شاه ، ص 86 .